تصور کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانانگاردن، هوشیدن، گمان کردن، پنداشتن، انگاشتنمترادفها و واژههای مرتبطاندیشه کردن، اندیشیدن، انگاشتنخیال کردن، در خیال مجسم کردنفرض کردن، گمان کردنواژه قبلی: تصور شدهواژه بعدی: تصورات