تصویب کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبرنهادنمترادفها و واژههای مرتبطصلاحدانستن، تایید کردن، صحه گذاشتن، رای موافقدادن، مصوب کردن، صواب دانستنواژه قبلی: تصویبواژه بعدی: تصویر