تعادل
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
موازنه، تراز، تساوی وضع موجود، همزیستی مسالمتآمیز تقارن، توازی متانت، سازگاری تعادل در دریا، تعادل کشتی، بالاست تعادل قوا، تعادل طبیعی تراز تجاری، تراز خارجی، تراز پرداختها، تجارت و تهاتر پات، بنبست، توقف اعتدال، ملایمت