تعادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعادی . [ ت َ ] (ع مص ) دور شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ همدیگر دشمنی کردن . ◄ اختلاف گردیدن میان کسان . ◄ مردن یکی بعد دیگری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پیاپی شدن نوائب . (از اقرب الموارد). ◄ برابر ناشدن جای . ◄ با هم دویدن و نبرد کردن در دویدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِ)جایهای ناهموار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تباهی . ◄ دوری . ◄ فساد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).