تعافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعافی . [ ت َ ](ع مص ) صحت یافتن . (ناظم الاطباء). به عافیت رسیدن . (از اقرب الموارد). ◄ ترک کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). ترک کردن چیزی . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعافی . [ ت َ ](ع مص ) صحت یافتن . (ناظم الاطباء). به عافیت رسیدن . (از اقرب الموارد). ◄ ترک کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). ترک کردن چیزی . (از اقرب الموارد).