تعبید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعبید. [ ت َ ] (ع مص ) رمیدن و گریختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ دیری نکردن در کار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شتافتن . (از اقرب الموارد). ◄ به بندگی گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). به بندگی گرفتن و بنده قرار دادن . (از اقرب الموارد) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ خوار داشتن . خوار داشتن کسی چندانکه کار بندگان را کند. (از اقرب الموارد). ◄ خوار داشتن راه و جز آن را. (از اقرب الموارد). ◄ گرامی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). گرامی داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ به قطران آلودن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از اقرب الموارد). ◄ به قیر اندودن کشتی و جز آن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد).