تعجب کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درشگفت ماندن، متعجب شدن، شگفت آمدن، عجب آمدن، حیرت کردن، متحیر بودن، متعجب بودن، ماندن، مات ماندن، انتظار نداشتن انگشت تعجب به دهان گرفتن، گزیدن، انگشت در دهان کردن، دهانش باز ماندن حیران ماندن، فروماندن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
درشگفت ماندن، متعجب شدن، شگفت آمدن، عجب آمدن، حیرت کردن، متحیر بودن، متعجب بودن، ماندن، مات ماندن، انتظار نداشتن انگشت تعجب به دهان گرفتن، گزیدن، انگشت در دهان کردن، دهانش باز ماندن حیران ماندن، فروماندن