تعجهن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعجهن . [ ت َ ع َ هَُ ] (ع مص ) لازم گرفتن زن را چندانکه به خانه ٔ خود آورد و زفاف برد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). لازم گرفتن عروس را تا او را بزفاف برد. (از اقرب الموارد). ◄ خوانسالار شدن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). عُجاهِن یا آشپز کسی شدن .(از اقرب الموارد). ◄ سفیر و رسول کدخدائی گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).