تعجیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعجیج . [ ت َ ] (ع مص ) خانه پردود کردن . (تاج المصادر بیهقی ). از دود پر کردن خانه و جز آن، یقال :عجج البیت دخاناً و من الدخان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). پر کردن خانه از دود. (از اقرب الموارد). ◄ برانگیختن باد غبار را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ برانگیختن باد چیزی را. (از اقرب الموارد).