تعجیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعجیم . [ ت َ ] (ع مص ) سخن گفتن بزبان عجم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عربی را عجمی ساختن . ◄ عجم برزدن . (تاج المصادر بیهقی ). نقطه نهادن نوشته را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کتاب را نقطه کردن . (آنندراج ).