تعدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعدا. [ ت َ ع َدْ دا ] (از ع مص ) بمعنی ظلم، در اصل این لفظ تعدی به یای تحتانی است مگر فارسیان به تصرف خوداکثر، یای الفاظ این وزن را بدون قاعده ٔ عربی به الف بدل نمایند چنانکه : تمنی و تولی و تجلی و تماشی راتمنا و تولا و تجلا و تماشا خوانند و این نوعی از تفریس است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بجای تعدی استعمال شده است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : روم ناقوس بوسم زین تحکم شوم زنار بندم زین تعدا. خاقانی . دستش به نیزه ای که علی الرؤس اژدهاست اقلیم روس را به تعدا برافکند. خاقانی . رجوع به تعدی شود.