تعدیل کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
موازنه کردن، مساوی کردن، مخالف عمل کردن، تقابل داشتن تضمین کافی گرفتن، مآلاندیشی کردن، پوشش بیمهای داشتن، پوشش گرفتن، محتاط بودن بدهبستان کردن، سازش کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
موازنه کردن، مساوی کردن، مخالف عمل کردن، تقابل داشتن تضمین کافی گرفتن، مآلاندیشی کردن، پوشش بیمهای داشتن، پوشش گرفتن، محتاط بودن بدهبستان کردن، سازش کردن