واژه‌جو

تعرب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعرب . [ ت َ ع َرْ رُ ] (ع مص ) بیابانی شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). در بادیه جای گرفتن و بیابانی شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خویشتن را به عرب مانند کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تخلق به اخلاق عرب و تشبیه به آنان کردن . ◄ دوستی نمودن زن برای شوی خود. (از اقرب الموارد).

معنی تعرب | واژه‌جو