تعریق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعریق . [ ت َ ] (ع مص ) شراب با آب اندک بیامیختن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ممزوج گردانیدن شراب را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ رگ دار کردن شراب را از آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پر ناکردن دلو. (تاج المصادر بیهقی ). پر ناکردن دلو و مشک را از آب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ خوی آوردن . (از اقرب الموارد). خوی کردن و عرق کردن . (ناظم الاطباء). ◄ کشیده شدن ریشه درخت در زمین . (از اقرب الموارد). ◄ بی گوشت کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ).