تعزیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعزیز. [ ت َ ] (ع مص ) ارجمند گردانیدن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). عزیز گردانیدن . (از اقرب الموارد) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). عزیز کردن . (دهار). ◄ تعظیم . (اقرب الموارد). ◄ نیرومند کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). قوی کردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). توانا کردن . و منه قوله تعالی : فعززنا بثالث . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بر هم نشاندن باران زمین را. ◄ دشوار کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).