تعسف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ عَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) بی راهه رفتن، بدون تأمل به کاری پرداخت ن.مترادفها و واژههای مرتبطستم، ظلم ≠ دادگریانحرافکجروی کردن، گمراهشدن، منحرف شدن ≠ هدایت شدنواژه قبلی: تعسرواژه بعدی: تعسیر