تعطیل
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
انحلال، برچیدگی، بیکاری، لنگ، متلاشی، مرخصی، منحل، ناکارگی، وقفه روز بیکاری بیکار کردن، دست ازکار کشیدن، معطل گذاشتن، مهمل گذاشتن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
انحلال، برچیدگی، بیکاری، لنگ، متلاشی، مرخصی، منحل، ناکارگی، وقفه روز بیکاری بیکار کردن، دست ازکار کشیدن، معطل گذاشتن، مهمل گذاشتن