تعطیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانفرویش، فرویش، بیکاری، بیکار، بسته، بستارمترادفها و واژههای مرتبطانحلال، برچیدگی، بیکاری، لنگ، متلاشی، مرخصی، منحل، ناکارگی، وقفهروز بیکاریبیکار کردن، دست ازکار کشیدن، معطل گذاشتن، مهمل گذاشتنواژه قبلی: تعصبواژه بعدی: تعطیلات