تعفن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ عَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.) گندیدن، بد بو گشتن.مترادفها و واژههای مرتبطبدبویی، عفونت، گند، گندیدگیگندیدن، عفونت کردن، بدبوشدن ≠ تطیبواژه قبلی: تعففواژه بعدی: تعفیر