تعقل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعقل کردن . [ ت َع َق ْ ق ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فکر کردن در کاری و دریافتن و هوشیدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به تعقل شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعقل کردن . [ ت َع َق ْ ق ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فکر کردن در کاری و دریافتن و هوشیدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به تعقل شود.