واژه جو

تعلق یافتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تعلق یافتن . [ ت َ ع َل ْ ل ُ ت َ ] (مص مرکب ) پیوستگی و اتصال و ارتباط یافتن . تعلق گرفتن . پیوند گرفتن : چون تعلق یافت نان با بوالبشر نان مرده زنده گشت و باخبر. مولوی . و رجوع به تعلق و دیگر ترکیبهای آن شود.

معنی تعلق یافتن | واژه جو