تعلل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ عَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- درنگ کردن. ۲- بهانه آوردن.مترادفها و واژههای مرتبطاهمال، بهانهجویی، بهانهتراشی، تاخیر، تکاهل، درنگ، سستی، طفره، کوتاهی، مسامحهبهانه آوردن، بهانه کردن، بهانه تراشی کردن، بهانه جستندرنگ کردن، طفره رفتنواژه قبلی: تعلقواژه بعدی: تعلم