تعلیمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعلیمی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب است به تعلیم که جمعی از فرقه ٔ معروف به باطنی و اسماعیلی میباشند. اینان قائل به تعلم از امام معصوم هستند. چون که غیرامام را مصون از خطا نمیدانند. (از انساب سمعانی ). ♦ تعلیمیان ؛ اسماعیلیان : و تعلیمیان گویند که طریق معرفت صانع و ذات و صفات وی را اشکالات بسیار است و ادله ٔ متعارض و عقول در آن متحیر و عاجز، پس اولیتر آن باشد که از قول صادق طلبند. (از کلیات حکیم عمر خیام، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
تعلیمی . [ ت َ ] (اِ) تسمه که بر سر لجام باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تسمه ای که بر سر لگام بندند. (ناظم الاطباء) : ز تعلیمی همیشه بیم دارد ندانم از که این تعلیم دارد. طغرا (از آنندراج ). ز تعلیمیش بخیه ٔ چارجل بود نزد فارس خط چارقل . طغرا (ایضاً). ◄ عصای کوچکی که در دست گیرند. (ناظم الاطباء).
تعلیمی . [ ت َ ] (ص نسبی ) آنچه قابل تعلیم باشد. درخور تعلیم . رجوع به تعلیم شود. ♦ جسم تعلیمی . رجوع به همین کلمه شود. ♦ علم تعلیمی یا علم اوسط ؛ علم ریاضی که قسمی از علم نظری است .