تعمل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعمل . [ ت َ ع َم ْ م ُ ] (ع مص ) رنج بردن در کار. (تاج المصادر بیهقی ). سختی کشیدن جهت کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ عنایت و کوشش کردن در برآوردن حاجت مردم . (از اقرب الموارد). ◄ کاری گرفتن از خود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از خود کاری گرفتن . (آنندراج ).