تعنت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ عَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- خواری و مشقت کسی را خواستن. ۲- عیب جویی کردن از کسی.مترادفها و واژههای مرتبطانتقاد، خردهگیری، عیبجویی ≠ تمجیدزخمزبان، سرزنش، سرکوفت، عیبگیریخرده گرفتن، عیبجویی کردن، عیب گرفتنواژه قبلی: تعمیهواژه بعدی: تعنیف