تعهد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ عَ هُّ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) کاری را به عهده گرفتن. ۲- عهد بستن، ۳- (اِمص.) غمخواری.مترادفها و واژههای مرتبطپذیرفتاری، پیمان، تضمین، تقبل، ضمان، عهدهداری، ضمانت، عهده، کفالت، میانجیگریبهعهده گرفتن، عهدهدارشدنپیمان بستن، عهدبستنواژه قبلی: تعنیفواژه بعدی: تعهد کردن