تعویة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعویة. [ ت َع ْ وِ ی َ ] (ع مص ) (از «ع وی ») خم دادن و پیچیدن حلقه ٔ بینی شتر و کمان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ رسن تافتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ دروغ داشتن سخن کسی را و رد کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تعویه . [ ت َع ْ ] (ع مص ) خداوند شتر و کشت آفت رسیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تعریس . (تاج المصادر بیهقی ). به آخر شب فرود آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تعریس قوم و کم خفتن آنان . (از اقرب الموارد). ◄ بجایی بند گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). احتباس کسی در جایی . (از اقرب الموارد). ◄ خرکره را به لفظ عوه عوه خواندن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آفت رسیدن بکسی . (از اقرب الموارد).