تغرب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ غَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) از وطن دور شدن، غربت گزیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ غَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) از وطن دور شدن، غربت گزیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تغرب . [ ت َ غ َرْ رُ ] (ع مص ) از سوی غرب آمدن . ◄ دوری گزیدن . و دور رفتن و جدا شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ به غربت شدن . (تاج المصادر بیهقی ).