تغرغر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تغرغر. [ ت َ غ َ غ ُ ] (ع مص ) آب در حلق گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آب در حلق گردانیدن چنانکه نه فروداده شود و نه از دهان خارج گردد. (از اقرب الموارد). ◄ اشک در چشم گردانیدن . (از اقرب الموارد). ◄ بگشتن آواز در گلو. (زوزنی ). گردانیدن شبان صدا را در حلق خود. (از اقرب الموارد).
تغرغر. [ ] (اِخ )ناحیتی بر مغرب چین و شمال تبت و خلخ . تغزغز: و اما اقلیم ششم از خرگاههای قای قون آغاز و بر خرخیز و تغرغر بگذرد سوی زمین ترکمانان و....(التفهیم چ جلال همایی ص ٢٠٠). رجوع به تغزغز شود.