تغلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تغلی . [ ت ُ غ ُ ] (اِ) بره یکساله . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (یادداشت مرحوم دهخدا). در گناباد خراسان بره ٔ یکساله، از نوع میشینه را گویند. ♦ بره ٔ تغلی ؛ بره ٔ فربه . (یادداشت مرحوم دهخدا).
تغلی . [ ت َ غ َل ْلی ] (ع مص ) غالیه بکار داشتن . (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ). خضاب کردن در غالیه و آلودن آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تغلل . (اقرب الموارد). و رجوع به تغلل و تغلف شود.