تغویر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تغویر. [ ت َغ ْ ] (ع مص ) به غور شدن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به غور آمدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ در زمین فروشدن آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رفتن آب در زمین و فرورفتن در آن . (از اقرب الموارد). ◄ فروشدن آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غروب کردن خورشید و همچنین غروب کردن ماه و ستارگان . (از اقرب الموارد). ◄ در نیمروز درآمدن . ◄ در غایره فرود آمدن، یقال : غوروا؛ ای انزلوا للقائلة. ◄ در نیمروز رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ قیلوله کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ناظم الاطباء). خفتن در نیمروز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ شکست خوردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ درگذشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).