تغییر دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
عوض کردن، تبدیل کردن، تنوع بخشیدن، جرح و تعدیل کردن گشاد کردن، تنگ کردن تصحیح کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، نو کردن ازشکل طبیعی خارج کردن، تغییر شکل دادن ازریخت انداختن، بدشکل کردن ضعیف کردن، تقویت کردن حقیقت را وارونه جلوه دادن، مخفی کردن، کتمان کردن باهم عوض کردن، تبدیل بهاحسن کردن، تبادل کردن جابهجا کردن، منتقل کردن باعث شدن، اثر گذاشتن، اثر داشتن، تأثیر داشتن تعدیل کردن، میزان کردن، سازگار کردن درست کردن، شکل دادن انقلاب کردن روی هم گذاشتن، جمع کردن تولید کردن، فرآوری کردن، تبدیل کردن رنگ کردن