تغییر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تغییر شکل دادن، تبدیل شدن، عوض شدن، دگرگون شدن، نوسان داشتن تغییرپذیر بودن، متغیر بودن، معین نبودن رنگ عوض کردن، تغییر رنگ دادن، رنگ باختن جمع شدن، روی هم آمدن، اضافه شدن نو شدن انقلاب کردن سرنگون شدن، وارونه شدن تغییر دکوراسیون دادن، منظم کردن تبدیل شدن عوض شدن اوضاع، ورق برگشتن، در برروی یک پاشنه نچرخیدن تغییر کردن محیط، آب بهآب شدن افزایش یافتن بهبود یافتن، بهتر شدن پیچوتاب خوردن، پیچیدن قرار نداشتن، رقصیدن، لرزیدن، بال زدن، تکان خوردن، جنبیدن، حرکت کردن متناوب بودن، نوسان کردن، نوسان داشتن توفانی بودن، متلاطم بودن منصرف شدن، تغییر عقیده دادن، بیعزم بودن، بهخواهشهای نفس تسلیم شدن تغییر جهت دادن، منحرف شدن تکامل یافتن
تغییر کردن، دستخوش تغییر بودن تغییر دادن