تفانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) یکدیگر را نابود کردن.<BR>۲- (مص ل.) با هم نیست شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) یکدیگر را نابود کردن. ۲- (مص ل.) با هم نیست شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفانی . [ ت َ ] (ع مص ) یکدیگر را نیست و سپری گردانیدن در جنگ و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نیست گردانیدن بعض قوم مر بعضی دیگر را. (از اقرب الموارد) : این تفانی از ضد آید، ضد را چون نباشد ضد، نَبْوَد جز بقا. مولوی .