تفتک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفتک . [ ت َ ف َت ْ ت ُ ] (ع مص ) بخود درآمدن کاری و مشاورت ننمودن با کسی . (منتهی الارب ). بدون مشورت از دیگری در کاری درآمدن . تفتک الامر اذ مضی علیه لایؤامر احداً. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفتک . [ ت َ ف َت ْ ت ُ ] (ع مص ) بخود درآمدن کاری و مشاورت ننمودن با کسی . (منتهی الارب ). بدون مشورت از دیگری در کاری درآمدن . تفتک الامر اذ مضی علیه لایؤامر احداً. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).