تفتیش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) تفحص کردن، جستجو کردن. ۲- (اِمص.) بازرسی، پژوهش. ؛ ~ عقاید پرس و جو درباره عقاید دینی و سیاسی مردم برای شناسایی مخالفان. ؛ ~ بدنی الف - گشتن لباس و بدن کسی. ب - بازرسی بدنی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) تفحص کردن، جستجو کردن. ۲- (اِمص.) بازرسی، پژوهش. ؛ ~ عقاید پرس و جو درباره عقاید دینی و سیاسی مردم برای شناسایی مخالفان. ؛ ~ بدنی الف - گشتن لباس و بدن کسی. ب - بازرسی بدنی.