تفحص کنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفحص کنان . [ ت َ ف َح ْ ح ُ ک ُ ] (ق مرکب ) در حال جستجو. درحال پژوهش : از خانه بیرون آمد تفحص کنان، که طبیب عشق را دکان کدام است . (سندبادنامه ص ١٨٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفحص کنان . [ ت َ ف َح ْ ح ُ ک ُ ] (ق مرکب ) در حال جستجو. درحال پژوهش : از خانه بیرون آمد تفحص کنان، که طبیب عشق را دکان کدام است . (سندبادنامه ص ١٨٤).