تفرق
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
ازهم پاشیدگی، افتراق، پراکندگی، پراکندهدلی، پراکندهسازی، پریشانی، جدایی (متضاد: تجمع) پراکنده شدن، متفرق شدن، ازهم پاشیدن (متضاد: متحد شدن، جمعشدن)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
ازهم پاشیدگی، افتراق، پراکندگی، پراکندهدلی، پراکندهسازی، پریشانی، جدایی (متضاد: تجمع) پراکنده شدن، متفرق شدن، ازهم پاشیدن (متضاد: متحد شدن، جمعشدن)