تف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) (اِ.) ۱- حرارت، گرمی. ۲- روشنی، پرتو، نور.(تُ) (اِ.) آب دهان.مترادفها و واژههای مرتبطآبدهان، بزاق، تابش، خدو، خلط، خیو، کفکواژه قبلی: تغییرواژه بعدی: تف مالی