تقارض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقارض . [ ت َ رُ ] (ع مص ) وام دادن یکدیگررا. (دهار). ◄ یکدیگر را تقریض کردن . (صراح ). همدیگر را شعر خواندن . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تقریض شود. ◄ بیکدیگر به دنبال چشم نگریستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ یکدیگر را نیکی یا بدی از پیش فرستادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ هریک دیگری را ثنا گفتن . (از اقرب الموارد).