تقارن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ رُ) [ ع. ] (مص ل.) قرین شدن با یکدیگر.مترادفها و واژههای مرتبطقرین، مقارن، همزمانی، نزدیکی، همگرایی ≠ تباعدباهمقرین شدنقرینه شدنواژه قبلی: تقاربواژه بعدی: تقاسم