واژه جو

تقاصر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقاصر. [ ت َ ص ُ ] (ع مص ) اظهار کوتاهی نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بازایستادن از امری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بازایستادن از امری در حالی که بر آن قادر باشد. ◄ خرد و حقیر شدن نفس کسی . ◄ پست و در کشیده و کم گردیدن . (از اقرب الموارد).

معنی تقاصر | واژه جو