واژه جو

تقتیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقتیل . [ ت َ ] (ع مص ) مبالغت کردن در کشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). بسیار کشتن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بسیار کشتن و میرانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی تقتیل | واژه جو