تقدم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پیشی، سبقت، جلو بودن ازدیگران، تقدم درترتیب، پیشدستی سبق، [تقدم زمانی]، تقدم [در زمان]، گذشته جلو، جلودار، طلایه، پیشقراول، پیشاهنگ، اول صف، راهمنا، بلد، سرآغاز تفوق، مزیت، برتری تبادر، پیشتازی پیش، جلو ترجیح، انتخاب حق تقدم، اولویت، رجحان، اهمیت تسلط، حکمرانی، اقتدار سببیت، علیت مقدمه، درآمد، پیش درآمد
سابق بودن، تقدم زمانی، ازلیت، وجود ازپیش، پیشساختگی پیش درآمدن، سرآغاز، پیشدرآمد قبلیگری، اولیت قبلی، لمی، اولی، ماتقدم اصالت ماتقدم، اصول فطری گذشتگان، پیشینیان، اسلاف، اجداد، ولی بزرگ، مسن، بزرگ خاندان، شخص پیر جلو بودن ازدیگران، تقدم [در ترتیب]