واژه جو

تقدیرگر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تقدیرگر. [ ت َ گ َ ](ص مرکب ) تعیین کننده ٔ سرنوشت . مُقَدِّر : تقدیرگر شدند چو تقدیر یافتند زانسو مقدرند و زینسو مقدرند. ناصرخسرو. رجوع به تقدیر و دیگر ترکیبهای آن شود.

معنی تقدیرگر | واژه جو