تقرب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ قَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- نزدیک شدن. ۲- خویشاوند شدن. ۳- نزد کسی شأن و مرتبه داشتن.مترادفها و واژههای مرتبطخویشی، قرب، نزدیکیتقریب ≠ تباعد، بیگانگیواژه قبلی: تقدیمواژه بعدی: تقرر