تقسیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) قسط قسط کردن، قسط بندی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) قسط قسط کردن، قسط بندی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقسیط. [ ت َ ] (ع مص ) کم کردن نفقه بر عیال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بخل نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). ◄ قسطبندی کردن بدهی را به قسمتها و مهلت های معین . (از اقرب الموارد): فلان بدهی خود را تقسیط کرد که هر ماهی پانصد تومان بپردازد. ◄ در فواصل معین غرس کردن نهال را. ◄ پراکنده کردن چیزی را، یقال : قسط الخراج علیهم و المال بینهم ؛ ای فرقه . (از اقرب الموارد).
واژگان فارسی سره واژهدان
پرداخت بندی