تقلید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- گردن بند به گردن انداختن. ۲- پیروی کردن. ۳- کار به عهده کسی گذاشتن.مترادفها و واژههای مرتبطادا، مقلدی، مقلدگریپیروی، دنبالهرویپیروی کردن، تبعیت کردنواژه قبلی: تقلیبواژه بعدی: تقلیع