تقوا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقوا. [ ت َ ] (ع اِمص ) پرهیزکاری و ترس از خدا. (از ناظم الاطباء). تقوی . رجوع به تقوی شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
خداترسی، دینداری، تدین، پرهیزگاری، مسلمانی، اخلاص، وارستگی، رهایی ازتعلقات دنیوی، بیاعتنایی، تسلیم، مردانگی حرمت نگهداشتن، احترام، رعایت، خداپرستی، ترس، باور، پرستش، اعتقاد مذهبی، انساندوستی زیارت، حج، آیین جهاد
واژگان فارسی سره واژهدان
پرهیزگاری، پرهیزکاری، پرهیز، پارسایی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژگان قرآن
لاَرَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ «تقوا» در اصل از مادّه «وقایه» به معناى نگهدارى یا خویشتن دارى است و نیز اشاره به پرهیز از هر گونه گناه، آلودگى، فساد و شرک و کفر است.(23)