تقویت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تقویت کردن . [ ت َ وِ ی َ ک َ دَ ] (مص مرکب )نیرو دادن . توانا کردن . قدرت دادن : خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند و تقویت کردند. (گلستان ). گر تقویت کنی ز ملک بگذرد بشر ور تربیت کنی به ثریا رسد ثری . سعدی . رجوع به تقویت و دیگر ترکیبهای آن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
نیرومند ساختن، قوی کردن مقاوم ساختن، استحکام بخشیدن تحکیم بخشیدن پشتیبانی کردن، حمایت کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
توپر کردن پر کردن پشتیبانی کردن، حمل کردن، نگاه داشتن حمایتکردن، جرأت دادن آبدیده کردن، سخت کردن شارژ کردن، نیرو دادن تهییج کردن بازسازی کردن بالوپر دادن، نیروی تازه دادن توان دادن افزودن، تأکید کردن